من و تن

از دل تا بر دل

در آغاز هيچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.خداوند اما کلمه هايش را به آدمی بخشيد و جهان پر از کلمه شد.
من اما از تمام کلمه های دنيا تنها يک کلمه را برگزيده ام و ...
:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ساعت 8:27 توسط حامد.ع|



دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم.
در کنار خیابانی بایستم
تو مرا بی آنکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی...
هفتاد سال پیـــــر شدن یک شبه
به حس گرمی دست های تو
... هنگامی که مرا عبور می دهی بی آنکه بشناسی،
می ارزد!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ساعت 7:38 توسط حامد.ع|



این اولین باری بود که شوهرش به او خیانت می کند . او با گوش های خودش صدای یک زن را از داخل گوشی ، حین مکالمه با همسرش شنیده بود...
:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ساعت 8:8 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com