من و تن

از دل تا بر دل

 

 

اولش خوب بود

یعنی یه جور هایی داشت خوب پیش می رفت

همه چیز

طبیعی/نورمال/بر وفق مراد/روی روال

کلا خوب

دامن داشتم/گوشواره داشتم و النگو/لاک می زدم/عروسک داشتم

گل سر داشتم با موهای زیبای بلوند بلند

نفهمیدم یدفعه چرا همه چیز به هم ریخت

حال

از تمام داشته هایم تنها یک چیز برایم ماند:

گل سری که وظیفه اش

جمع کردن هیچ شد...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:22 توسط حامد.ع|



 

 

 

نشسته بود یه گوشه و بق کرده بود و ماسونده بود دو دستشو بیخ زیر گلوش

مخنعه چرکشم کشیده بود تو صورتش و داد میزد " عکس نگیر لا مصب " 

تابلو بود از ایناس که پس فردا می زنه یه رقمیه کنکور میشه و ...

ازش اسمشو پرسیدم گفت منیر اما بچه ها صدام می زنن" الیزابت آدامس فوروش "

از اسم روی کتاب کهنه های دور و برش می شد فهمید عارین از سال بالایی به اسم نیوشا

کتابشو که سر جاش میذاشتم دیدم ابر شد

گفتم چرا گریه می کنی؟

زیر لب گفت: اول مهر نزدیکه ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:20 توسط حامد.ع|



 

 

 

خدایا!

می خواهم مهندس شوم

دکتر جراح قلب خلبان  پلیس  معلم   کمک معلم   بقال   دست فروش 

اصلا رفتگر

من هم زن می خواهم

از آن خوشگل هایش-مثل هاجر-

ماشین که نه اما یک دوچرخه بد نیست

از اینها که با کارت ملی می دهند

خدایا

می گویند من از لای انگشتانت چکیده ام

و تو هرگز خم نشده ای تا مرا از زمین زیر پایت برداری

خدایا

می خواهم خوشبخت شوم

ولی چرا نمی توانم...  

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 7:56 توسط حامد.ع|



 

 

 

یک نو اش را می خرم

یعنی شک نکن

یکی خوف تر و خفن تر از نوی همین ها را

فقط بگذار سفره ام نفتی شود...

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:27 توسط حامد.ع|



 

 

این طور نگاهم نکن

مادر پاک بود

نه قرصی نه سکسی

شیش ماهه بودم که دعواشان شد

بابا به مامان سیلی زد

من خوردم...

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:41 توسط حامد.ع|



 

 

هیچ وقت برای پیران گردن و صدا کلفت نکن

 

آنها هم آلبومی دارند

 

که پشت نویس عکس های جوانی شان ، گردن کلفت و صدای کلفت تر بوده است...

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 10:41 توسط حامد.ع|



 

 

پینه بارانش کردم

که لاک هایت پاک نشود

آخر تو دختر منی

خدا را چه دیدی

شاید بار دیگر که لاک مصرف شده بالانشین ها را برایت آوردم

کمی بیشتر مانده باشد

کمی بیشتر لاک برای تو

کمی کمتر پینه برای من

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 13:28 توسط حامد.ع|



 

 

تنها جرمم

من ریشه داشتم

آنها ریش

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ساعت 11:51 توسط حامد.ع|



 

 

وز بودنش را نخند

شامپو مان خیلی وقت است که تمام شد

پودر شورش که می کنم نمی دانم چرا به جنگ می روند

این گلها فروشی نیست

دست گرفته ام که دست نیافتم

که حواست از موهایم پرت شود

که یادم برود دختر بودنم و دخترانه نبودنم

که یادت بیافتد مردانه بودنت و مرد ....

 

 

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:11 توسط حامد.ع|



 

 

نگاه نکن شکرپنیرم

بابا به خاطر شب بیرون نماندن هایم دزدید و زندان رفت

بگذار برادرت با خیال راحت از جایی چیزی پیدا کند

که اگر پدرت نبود

آن چیز " من " بودم ...

 

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:5 توسط حامد.ع|



 

تعهد کردم بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا عدم تعهد ها

 

تورا یادم رفت...

 

 

 

۵ تا ۱۰ شهریور-تهران

کسی کودکان خیابانی کار را ندید...

 

نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:18 توسط حامد.ع|



 

 

 

بلند شو مرد

قد راست کن

این بود آنکه می گفتی آرام بخواب کورش ما بیداریم

دیگر وقت خواب نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست

تو همانی که روزی

به اخمت خورشید حجاب می کرد

به قدمت ناموس فوروشان یقه می بستند و ته ریش نگه می داشتند

به نامت گلریزان پایان گشنگی چادرنشینان بابا دربند بود در چادر چادر از بند زنان بی چادر

به حرفت رنگ می باخت تمام دفترخانه رفته ها و رنگ می گرفت تمام مرام نامه ها

چه کردی با خودت

چه کردی با خودم

چه کردی بامان...  

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:32 توسط حامد.ع|



 

 

 

ببینم این لا چه داری؟؟

خلاف شرع! غیر مجاز! مستهجن...!

مهم نیست ناموس ایرانی و کف خیابانی

نترس!

قول می دهم به جاهای دیگرت دست نمالم

از همان قول های دوازده شب به بعد...

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:52 توسط حامد.ع|



 

 

های دنیا

آهای با توام

برایم صبر کن

دیگر نمی خواهمت

کثافت-کثافت-کثافت

خیال نکن جایت برایم تنگ است

نه

جایم برایت تنگ است

بگو این عابران رد شوند زود

صدای فاضلاب بالا شهری ها عجیب شنیدنی ست...

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:43 توسط حامد.ع|



 

 

آرام باش

چه مرگت شد

آمدنت ، بودن شد و تو وهم ماندن گرفتی

دور برداشتی و از آدم بودنت دور شدی

یادش آمد

روز اول که ساختت

هنوز دست هاش رنگ گل بازی داشت که همه فرشتگان را به خط تعظیم کرد

چندتاشان وزوزه نمی کنیم گرفتند

حتی یکی شان شاخ شد که عمراً

آن روز مصمم گفت خوب ساخته ام ، کرنش کنید

رو سپیدم خواهد کرد

اما

،

،

،

چه کردیم که برای درب خانه ای که همیشه باز بود ، زنگ گذاشت...

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:40 توسط حامد.ع|



 

 

 

کتاب  " مردم شناسی و فرهنگ عامه " با تکیه بر فرهنگ عامه مردم ایران

 

به قلم استاد جناب آقای"" محمد علی جهانبخش"" 

 

 

 

 

از اساتید دلسوز و تلاشگر در عرصه ی فرهنگ ایران زمین

 

**به چاپ رسید**

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:36 توسط حامد.ع|



 

 

 

می گفتند وضعمان عالی ست

گفتند وضعمان بد نیست

می گویند وضعمان خوب نیست

فهمیدم نه بد است نه خوب نه ...

خم کردندمان

تا خرده نان خشکیده و استخوان سگ لیس را از زمین زیر پاشان برداریم

روی گرده مان شاهانه چنبره زدند

اخ خور شدیم...

نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 10:3 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com