من و تن
از دل تا بر دل
نمیخوام برید همتون برین گم شین بگید خودش بیاد،فقط خودش،پسرم،بچم،پسرم نه غذاتونو میخوام نه شاخه گلو خندههای تصنعی تصادفیتونو هوی دخترک من مادر تو نیسم،بی خود اینقدر پشت اون دوربین مسخره تا 3 نشمار من لبخند نمی زنم این کریه صورتم از کراهت بزک صورت خونه گم کرده هاس زندگی،این پارگی بی بیحسی،این گردان بخیههای چروک چرک کرده،این تخت کفن پیچ یخ کرده روزهای مدام صحنه آهسته،این هوای بو دار میکروب بار و تکرار مکررات تکراری این حقم نبود،بـــــود؟ انگار همین دیروز بود خدا بیامرز،سکینه سادات تخت بغلی قرار گذاشته بود اگه امروز-روز مادری-تنها کسی که مامان صداش میکرد نیاد،دم که کرد،بازدم نکنه. زودتر بیا،قول دادم اگه تا فردا نیای منم سکینه ساداتی شم. و فردا... 

![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

