من و تن
از دل تا بر دل
نگه دار همین جای زندگی ام را ثابت کن/استپ کن/قطع کن شریان های مسیر پمپاژ قلب زخمم را مرا همین جا همین حال که سمتت آمده ام در این حال که تعظیم طلبیدنت می کنم بخشکان/بگیر/بکش زمانم را تا انتها ببر تن را آورده ام کشان کشان به صحنت روحم را ببر/قلب و جان و خاکم را ببر اما هرگز از پای بی قراری پابوسی ات مبر... بریده ایم یا رضا از زمین و زمینی از چند صد رنگی و دلهای سخته سنگی رضا جان اینجا بی ایمانی و بی تویی و بی خدایی تمدن شد و شرطش عهدی که روزی گرفتاری عشق تو و مادرت زهرا و مهدی ات بود را نمی شنوند، نمی خوانند، نمی بینند سرخوش ز دیدار یاریم و سر مست رنگین بدان دنیا در کثافات غرقیم بگویم که عریانی پوشش شد؟ بگویم که زنا زادگی عرف شد؟ بگویم که عرق ریزی عرق خوری شد؟ بگویم که شریعتی ها و خمینی ها و ... جک شد؟ بگویم که مرده ایم اما زندگی می کنیم؟ بگویم که باختیم چه بگویم که گفتن دهان سوزان است و نگفتنش آتشکدهی دل نجاتمان را از خدا بخواه... میلادش مبارک در این میلاد جای شربت و شیرینی گم کرده راهی را همراه کنیم... ![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

