من و تن
از دل تا بر دل
برخیز هم بندی نگاه پنجره تورا میخواند تو از دلگیری و درگیری دیوارها نترس نگاه آجرها هم تورا میخواند مثال دردهای کنده کاری شده و ورآمده بر تنهی تنِ بی تن پوشت مذاب زخم روان از روانِ روانی ترین روح-آنی مجرد کسی که هنگام مسح، نعلینش بی جفت شد کسی که همه بعدِ طهارتش،سیندرلا خطابش کردند کسی که هنگام جنگ پوتینش بی پا ماند و پایش خمپاره پوشید و خطابۀ انصراف که اورا ملزم به اعتراض کرد و نه ائتلاف فرقش در بی فرقیست دقیق درست از قبل از صف پشتش در نمازخانه شروع شد وضوخانه-خانه-گرمآب خانه-جناب و جنابت نامه-خلو و خلا و درب های نه وایت برد مال و نوشته های دلیِ شعار وار ماندگار درویش و عارف و هومسلک و توفیق تمرگیدن اجباری روان و روانی و روح و روح-آنی و حمایت های بندتومبانی... مثل ۳ / مثل ۷ مثل ثانیه های ماندگار و پر برکت چراغ سبز چراغ راهنماییِ چهار راه بالایی ها که گذشتیم مثل پرش از ۲۳ به ۳ عینش به چهار راه پایینی ها خواستیم بگذریم نگذاشتند نخواستند نگذاشتند سبزی اش را ببینیم زرد شد و... تو بالا باش من زیر پایین کف زمین نزدیک ترین نما به پاشنه ی کوتولگی ات ولی راستی خدایت هنوز هم زنده است؟ خدایی که یک مشمای پاره ی کنده شده و در رفته از دست نمکی محل را قد برج میلاد بالا برد به من که گفت بیا بغلم تو چه؟ بالایی ات مشمایی... 
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

