من و تن

از دل تا بر دل

 

 

 

 

 

خواهیم مرد...

 

می میریم،

من، تو، او

 

می ماند،

اثرهای دستامان بر آینه ی جیبی ترک خورده که هرگز وقت نشد یک نواش جااش کنیم/نیمکت کلاس اولمان/زمان هایی که برای بیدار شدن دیرمان می شد/

 

می میریم، خیلی زود

 

می ماند،

کت و شلواری که هرگز داماد نشد و لباس نوهایی که هرگز عروسی دعوت نشد/پاف های مانده عطر فیک توی داشبور ماشین/کفش های مستعملی که آرزوی واکس نه فوری داشت/لیوان و بشقاب و قاشقی که روزی چند بار لب داد، دهن به دهانمان گذاشت و وزنمان داد، بادمان داد، هم سر، هم توی سر، هم تن

 

 

مسواکمان می ماند، شامپوی مخصوص موهای چرب می ماند، قندهای در قندان می ماند، توپ والیبال می ماند

 

می ماند،

جای خالیمان در رختخواب کنج اتاق/سرک کشیدن‏هامان پشت لب پنجره و چشم گذاشتن پشت چشمی درب خانه/جای گوشمان روی گوشی تلفن/جای دستمان روی کنترل تلویزیون و جنگ خرمه سلطان سلیمان/همان روی بوق ماشین راه نده مان با فحش که قرار بود روغنش تعویض شود

 

می ماند،

جای خالیمان بین رفقا/اسم خط خورده مان از لیست نارفقا/شناسنامه و کارت ملی باطل شده/دعوای ورثه/خرماهای مشتی و حلواهای دهنی/صفحه ی پر شده ی فوت شناسنامه/صفحه ی پر نشده همسر و فرزند همو/حساب های بانکی بی صاحب/شارژ های ساختمان نداده و مدیر ابله دستمال به دست پی وراث

 

می ماند،

دل هایی که شکستیم/شکسته‏های دل هامان /کوله باری از طلب بخشش ها و حلالیت هایی که هر روز روزش فردا بود و آن فردا هرگز نشد و آنها هیچ گاه طلبیده/بدهکاریمان به نانوایی محل/طلبکاریمان از پمپ بنزینی/آخرین نگاه عاشقانه مان به مادری که کمش بود قاب ماندن در چشمان/آخرین بوسه مان که هیچگاه روی دستان پدر ننشست

 

می میریم/می مانند...

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۳ساعت 21:17 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com