من و تن

از دل تا بر دل

می گف عادت کرده

براش عین دم و بازدمی شده که میدونه هس

اما نمیفهه

رو تنش یه جا سالم نمونده بود که سیا و کبود نباشه

سوار که شد بلند شورو کرد به خندیدن مث دیوونه ها

گف گفتم دربس که سوارم کنی

آخه بارونیه

حالا جا ما ...

پریدم تو نگاش که نگامو چسبوند جا بخیه هاش و زد به بن بسته بخدا مادر سه تا یتیمم و...

 

ساق پاهای سفیدشو که بالای کتونیه صورتیش از جوراب نداشته بیرون مونده بودو کولر گیر کردم و

 پرسیدم چن ساله ته؟

جا به جا شد و گف خودم ۳۸ و قبل شما نشمردم...

گفتم برو کمیته امداد

گف ای آقااااااااا

رفتم

با تیپا بیرونم کردن

گفتن به ج... خرج نمیدیم

برو ملت مصفا کن

گفتم دلاکردار مرض میدی میگیری ،آتیش میخری،این شیرینی ، عسل خربزه دیدس

بیخ چشاش گوله رو گرفت و با گوشه چفی ام پاک کرد و گف

فقر از در بیاد

ایمون از پنجره می افته تو کثافت جوبه زیر پنجره...

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 8:42 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com