من و تن
از دل تا بر دل
اینجا هوا سرد است اما هنوز پنجره ام را نبستهام ناچار به ماندنم اینجا هوا تاریک است چراغم را به جرم داغ بودن آب پاشیدند حتی مهتاب هم نیست مگر واگن کلمات پیرو قطار خوانایی و هم ریل سطر باشد دفتر باکرهام نه ماههی قلمی شد که گرچه عقیمش کردند گرچه انگ تجاوز و آنطرفی به جوهرش بستند شکسته و نشسته در اشک آور و دود،غسل خون کرد اینجا هوا عجیب سرد است آنجا را نمیدانم
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت
8:23 توسط حامد.ع|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

