من و تن

از دل تا بر دل

 

 

کسی چه می‏دانست؛

شاید یکی از حاذق‏ترین پزشکان می‏شد؛

پزشکی که هرگز نمی‏گفت: اول پول بریزید،بعد عملش می‏کنم

 

شاید یکی از بزرگترین مفاخر جهان می‏شد؛

بزرگ تر،حتی از استیو جابز

 

شاید یکی از نخبگان دنیا می‏شد؛

کسی که صلح را به تمام انسانها،بی چشم داشت هدیه می‏داد

 

شاید یکی از بهترین پدران عالم می‏شد؛

پدری که همه او را بابا می‏خواندند بدون اینکه برای پارچه‏ی دور گردنش سر و دست شکنند

 

شاید انسانیت را در خودش تا کمال انسان بودن می‏پروراند

و جای حوا خواستن

هوا می‏خواست

در سرایی که هیچ هوایی نبود...

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:39 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com