من و تن
از دل تا بر دل
بلند شو مرد قد راست کن این بود آنکه می گفتی آرام بخواب کورش ما بیداریم دیگر وقت خواب نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست تو همانی که روزی به اخمت خورشید حجاب می کرد به قدمت ناموس فوروشان یقه می بستند و ته ریش نگه می داشتند به نامت گلریزان پایان گشنگی چادرنشینان بابا دربند بود در چادر چادر از بند زنان بی چادر به حرفت رنگ می باخت تمام دفترخانه رفته ها و رنگ می گرفت تمام مرام نامه ها چه کردی با خودت چه کردی با خودم چه کردی بامان...
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت
12:32 توسط حامد.ع|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

