من و تن
از دل تا بر دل
نگاه نکن شکرپنیرم بابا به خاطر شب بیرون نماندن هایم دزدید و زندان رفت بگذار برادرت با خیال راحت از جایی چیزی پیدا کند که اگر پدرت نبود آن چیز " من " بودم ...
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت
8:5 توسط حامد.ع|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

