من و تن
از دل تا بر دل
وز بودنش را نخند شامپو مان خیلی وقت است که تمام شد پودر شورش که می کنم نمی دانم چرا به جنگ می روند این گلها فروشی نیست دست گرفته ام که دست نیافتم که حواست از موهایم پرت شود که یادم برود دختر بودنم و دخترانه نبودنم که یادت بیافتد مردانه بودنت و مرد ....
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت
8:11 توسط حامد.ع|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

