من و تن

از دل تا بر دل

 

 

شما را نمی دانم

اما من حواسم شش است

یه جورهایی مجبورم به این من بودن

آخر هنوز گاه گاه زمین زیر پایم لرز می کند

نه به ریشتر که به ریش ریش دلان لرزیده 

گفتند همه رفتند و من جا مانده ام

دروغ بود

صدایی آشنا می آید...

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:38 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com