من و تن

از دل تا بر دل

 

 

 

 

زنده باد بی شرفی به جرم تن دادن به زیر تنی که به تن افتاده هایت تن داد

آقا

سرت را بالا بگیر

شرف موی ریشت را بسان الفقار خوره انداخته

تا قبل کز خوردنش برپا

 و اما تو

زاینده باش

بگذار دنیا اشباع آنچه از تو روی داد باشد

حتی در اندازه ی یک لغزش مردمک بینهایت تنهایت

 

 

های زمونه

کمی از تف های زمینت را در دهانم بگذار

و بعد آرام صورتت را بیاور جلو ...

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ساعت 8:25 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com