من و تن
از دل تا بر دل
چه حالی داری که این حال داری حالم به هم می خورد به حاملگی حالت را نمی پرسم که حالم گرفت از حالته هاله ی افتاده رویم حالم و جای حالم حالیست زخم این منم زن ترین دخت ایران زمین زن شده به برادر نا تامین تو زن شده به مرز بی سرباز مستی و دستی و پاپتی و بی باکرگی زن شده به قول مردان خواب رفته به مردانگی ،خواب دیده به نرینگی ،خواب پریده به نامردی من زن ام مرد ترین مرد زخم ترین تن خم ترین زن نگو چرا... . . .



نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ساعت
8:36 توسط حامد.ع|
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

