من و تن

از دل تا بر دل

 

 

 

چیه مادر؟

چی شده؟!

زمین خوردی؟ یا زمینت زدند؟

آری می دانم خیسی متعفن زیرت یک پاپوش برنامه ریزی شده است

کار نظافتچی احمق بود و گرنه تو بارها گفتی: "جیش دارم"

تو را به خدا اینطور نگاهم نکن

می دانم

تو هم زمانی بر داشتی و رو

تو هم زمانی دیده شدی

زمانی خواسته شدی

انتخاب شدی

زمانی تو تو بودی

می دانم

این امروزت

تاوان خواست دیروز است

حاصل خواستن موجودی که برای زمین آوردنش نه ماه توروی خدا ایستادی

امروز هرجا که هست گو باشد

آنکه تمام قد

رو در رویت  ایستاده

خداست

و دارد سیر نگاهت می کند

.

.

.

نگاهت می کند...

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 9:23 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com