من و تن
از دل تا بر دل
بلند شو می خواهم ببرمت جان بکن ای به گور پدر عمله ات گور مادر گه شور و کهنه شورت با پاهای کج و معوج و خر پرانتزی ات صورت مکرر سیلی خورده ات از خدا چشمان شهلایی این بار "هم شرقی هم غربی" ات ذهن ماسیده ات در "عن" عنکبوت ۲۷ ساله ی جان-باز سه کنج سقف اتاق بالای تختت دست هایی که سبابه اش هرگز فرو نرفت در سوراخ دولول دماغت تا حاصل چسبناک آلودگی "محرمانه" ی هوای کثافت شهر کثیف پرورت را کش دار بیرون کشد لثه های فراری از دهان غنج رفته و دندان های بی "از جلو نظام" و فشرده ی نشخوار غذای نذری ریش خواب رفته و آب رفته ی هم قد تمام ۶ تا ۲۷ سالگی ات اسپرم های مقطوع النسل جکوزی باز و اجاق پر گاز از معده ی کورت هم به یک درد می خوری قلب و کلیه ات خوب "فی" خور است تا نرخ ها نشکسته بجنب وقت بازی توست لحظه ی رویا ساز "جان کندن" ... 
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

