من و تن
از دل تا بر دل
به یاد بیاور و آهسته بگو سرها همه سر دست سردست ها همه سر به زیرو سر به ریز سر می خوری به سوی سراب سرد می شوی بسان آب سر رفته از سماور سم پرور سر سری نمی شد سر شد / سری توی سرها / سرخ زبانی و سبز سری سرای مام زاده ها قفل ضریح شور بود و گونی گونی چرک کف دست و لول خورده در پیچ جوراب که سرریز شد از سرداب سلماس به سرمای سوئیس/از سر ما یه بی سرمایه به سوادی دین ماسیده به سیاست اسمش هم اسمت بود،محمود دستانت سیاه و رویش سیاه که تو گردو شکستی و او عهد و سیاهی دستانی که نمایش سفرهی کاذب کذایی اش بود از سر تقصیر سران ، چهارراه گز کن و کز کن به قاب پنجره های چند میلیونی تحریم شده پشت چراغ قرمز علی به حسن گفت و حسین به حسن و حسن با حسین و علی با حسین نرمش و حسین با علی مدارا کرد حسن مداوا کرد و تو اما همچنان سوگ سگ کشی داری سگه گله گردت را که به گردا گرده گرد کویر سپردی به جرم سیر نکردنت از چیزی جز گردو که حاضر به همخوابگی با گرگ گیشه ساز و بیشه باز نشد تا تو از سهم توله ی نه ماهگی اش سبو سبو،سیلاب شوی و سراب وار سیر شوی... 
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

