من و تن

از دل تا بر دل

چوپان بالای تخته سنگی رفت و به گوسفندان گفت:

«با هم باشید و از هم جدا نشوید تا گرگ‌ها آسیبی به شما نزنند.»

سپس پایین آمد و گله را به طرف کشتارگاه هدایت کرد...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 10:35 توسط حامد.ع|




مطالب پيشين
»
» اعتمادسوز
» داد از آه
» زنی درون من
» محرم است
» من - خدا - کات
» یاز10 هم مثل 10
» دیگر بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
» یا رضا (ع)
» می میریم/می مانند...
Design By : ParsSkin.Com