من و تن
از دل تا بر دل
تقریبا شش ماه پیش بود از کِل و هلهله کشیدن تا تازه عروس و داماد شدنشان سهم داماد چند قلم جنس بود و ال سی دی ۱۴ هم و ۱۵ هم وقت کوباندن ۴۰ اینچ بانه آورده به دیوار بود رفت... برگشت بود و پژو ۴۰۵ و کفیه قم و پلک های ور افتاده صدای نرگس بلند شد: امیر خوابت نگیرد چرا خوابت گرفته بزن کنار من بشینم امیر: نه خوبم فعلا نه نرگس: چرا میگم خوابت گرفته من میشینم دیگه از پشت معلوم بود پژو چشمک زنان کناره گرفت و نرگس راننده شد امیر کمربند بست اما... ۷ دقیقه بعد ساعت که ۷ دقیقه از ۵ صبح گذشته بود نرگس رانندگی می کرد اما با چشمانی بسته خوابش برد پژو رقص خواب آغاز کرد و به خاک افتاد امیر با سر به شیشه جلو دائما کوبیده می شد پژو که رو پهلو ماند امیر بود و سری گیر در شیشه جلو و دستی مانده از پنجره بیرون به زیر پژو و به زیرش نرگس کنارش نبود صدای نفس هایش را می شنید و پمپ قلبش را که خون را از سرش می جوشاند و می فشاند ۴۵ دقیقه گذشت و تنها صدای بوق و جاده و ناله ی کم سوی نرگسی که خاموش می شد نرگس مرد... الفاتحه مع الصلوات
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

