من و تن
از دل تا بر دل
شهین و مهین و اقدس و بلقیس و سودابه و... یه طرف اکبر و هاشم و نقی و جلال و رضوان هم یه طرف اما اون رف ور اول یه کی شبیه مژگان... صب با انرژی عین ملخ میپرید که مامان صبونه داده نداده با آب شونه دم نگاه پر مژه مژگان باشه دیگه مامان بازی و خاله بازی افتاد تو چل تیکه ی پاره بیخ دکه آسد جفر باقالی فوروش و جاش لاو و دنس و کلی دامبول دیمبول ام آی تیوی ریخت که همیشه از سر مالک تک سه چرخه ی جمع بودن ، میشد پسر و مرد و دوست و شوهر و... و مژگانی که درنهایت می شد مژی خوب بود همه چی حتی تا سال دوم که دیگه آمادگیه رفتن به سال اول رو تو خودش آماده می کرد کل تابستون رو با یاد مژی به تلخی و غم مهر کرد و تازه اول که شد فهمید دیگه از اون خبری نیست یه روز که تو پیچ کوچه ، بعده نشمرده روز ، چش تو چش هم شدن ، خواس مث قدیم بپره بغلش کنه و... که مژی شد مژگان و جیغ کشید و فرار کرد عصر آغوش گرم مادر نازش می کرد و می گفت پسرم: پسرا با پسرا دخترا با دخترا و اون تنها تونست با هق هق بگوید: چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا!!!! نگاه پاک مهد و آمادگی رو به زور می گیرن که از ابتدای ابتدایی یاد بگیری باید یه حالتی بهت دست بده وقتی... خیالم می کنن بابا ایولا دارن دارن به ولا میشه ۴۰۰ جنین کشف شده از چاه توالت ها و فاضلاب خروجی دانشگاه رودهن ایولا به ولا... 
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

